سبك شناسي معماري

تالیف: استاد محمدکریم پیرنیا
تدوین: دکتر غلامحسین معماریان
انتشارات: پژوهنده (معمار)
1382
قطع: وزیری
تعداد صفحات: 372

سبك شناسي معماري ويرايش جديد كتاب شيوه هاي معماري ايراني است كه در زمان حيات استاد پيرنيا به چاپ رسيد. كتاب قبلي كاملاً دگرگون شد. تمامي متن بازبيني و ويرايش گشت. از نقشه هاي يكدست و با ترسيم مجدد استفاده شد و در مجموع ساختار گرافيكي كار نيز تغيير يافت.

اين كتاب تصويري روشن از چند هزار سال تاريخ معماري ايران را در اختيار مخاطبان خود قرار مي دهد.

اين كتاب در حال حاضر مرجع درسي دانشجويان معماري مي باشد و توانسته است جايگزيني مناسب براي كتابهاي مشابه خارجي باشد.



نخستين بار استاد حدود 35 سال پيش، سبك شناسي را با مقاله اي كوتاه معرفي كردند و پس از آن در ديگر مقالات،  كتب و جزوات درسي درباره آن نگاشتند.. سبك شناسي معماري ايران نخست در سال 1347 در مجله باستانشناسي و هنر ايران به چاپ رسيد. سپس استاد در نوشته هاي گوناگون كه نام آنها در آخر همين كتاب آمده است، آنرا گسترش دادند تا اينكه بخش بزرگي از يك نيم سال تحصيلي درس معماري اسلامي برخي از دانشكده ها به اين بحث اختصاص داده شد. نگارنده بين سالهاي 1365تا 1371 در كنار جناب آقاي مهندس ميرلطيفي استاد محترم گروه معماري دانشكده هنـرهـاي

زيبا، افتخار همكاري در درس معماري اسلامي را با استاد بزرگوار داشت. در آن هنگام بيماري استاد اجازه نگارش كتاب را به ايشان نمي داد. بنابر وظيفه بزرگي كه در قبال اين استاد بزرگ و جامعه

تشخيص سبكها با توجه به تفاوتهاي كيفي و كالبدي اندامهاي معماري و با توجه به محل رواج آنها است. نمود اين ويژگي در نام گذاري ايراني سبكها دديده مي شود. مستشرقين و بررخي از محققين ايراني سبكها را با نامهاي بيگانه معرفي مي كنند.  ناميدن سبكها با نامهايي چون عرب، غزنوي، سلجوقي، مغول، تيموري و …. براي كشور و مردمي كه خود توليد كننده سبك بوده اند دردآور است. در سرزمين ايران هنر معماريي شكل مي گيرد، هنرمند ايراني آنرا به اوج خود مي رساند و در نهايت قبايل و اقوامي كه خود در بيابانگردي به سر مي بردند و برخي از آنها اين ملت را قتل عام كردند و از سر آنها مناره ساختند، نام خود را بر آن هنر به يدك مي كشند. شايد اگر آن اقوام چنين نامگذاري را  مي ديدند خود به شگفت مي آمدند اما در عصر ما يكبار ديگر نام آنها زنده شد و اگر همين روش ادامه يابد براي آيندگان نيز زنده خواهد ماند.

بنابر وظيفه بزرگي كه در قبال اين استاد بزرگ و جامعه فرهنگي كشور احساس مي كردم تصميم به گردآوري درسهاي ايشان گرفتم.  براي اين كار، نخست از درسهاي ايشان يادداشت برداشته شد و در جلسات هفتگي، كاستي هاي كار را با استاد مرور كرده و پس از آن صفحه آرايي ابتدايي از كار صورت مي گرفت. هرچند كه استاد پيرنيا نظرات مشخصي درباره سبكهاي گوناگون و بناهاي آن داشتند اما در مراجعه دادن دانشجويان به متخصصين و صاحبنظران ديگر كوتاهي نمي كردند. هنگام بحث درباره مسجد جامع اصفهان و اردستان هميشه از دكتر باقر آيت الله زاده شيرازي سخن مي گفتند و يا درباره بناهاي خراسان، دانشجويان را به آثار آقاي مهندس يعقوب دانشدوست ارجاع مي دادند.